شعر امام سجاد(ع) از حاج مجتبی روشن روان
شعر امام سجاد(ع) از حاج مجتبی روشن روان
دلم هوای نگاری بلند مرتبه کرده
هوای دیدن یاری بلند مرتبه کرده
به سجده میروم و غرق عشق سجادم
به شکر آنکه دعا را فکنده در یادم
نفس که میکشم او را سلام می گویم
میان گریه سلامش مدام میگویم
کسی که عاشق اویم خدای گریه بود
همیشه در نظرش کربلای گریه بود
کسی که عاشق اویم سحر مرید اوست
دعا و ناله و چشمان تر شهید اوست
کسی که عاشق اویم به عرش جا دارد
اگرچه قبر خرابی چو حال ما دارد
حریم بیحرم او قبلة خداجویان
رود به دیدن او فاطمه علیگویان
تمام خاطرههایش کتاب تنهائی است
نیایش سحرش پر ز سوز زهرائی است
به پاسداری از دین و عشق پیغمبر
نرفته کس چو علیابنفاطمه منبر
نهاده پا سر منبر به ذکر یا الله
نمود مستمعان را ز قدر خود آگاه
منم عزیز پیمبر ، منم ولیّ خدا
منم بقیة اشک شبانة زهرا
انا ابن مکّه ، انا ابن المنیٰ ، انا ابن العشق
انا ابن زمزم ، انا ابن الصفا ، انا ابن العشق
انا بن مروه ، انا ابن المقام ، انا ابن النور
انا بن کوثر ، انا ابن القیام ، انا ابن الطور
منم که حق به عباداتم آفرین گفته
مرا ز روز ازل زینالعابدین گفته
صدای خطبة او لرزه بر یزید افکند
و بست دست عدو را به نطق خود با بند
ستارة سحرم را به نیزهها بردند
برادر و پدرم را به نیزهها بردند
نگاه چشم ترم را به نیزهها بردند
ستارة سحرم را به نیزهها بردند
سر عموی عزیز مرا به نی بستند
برادر و پدرم را به نیزهها بردند
به اوج روضة بابا رسید تا حرمش
طنین ناله به بالا رسید با حرفش
غریق اشک بود دیدههای پر ابرم
امیر صبرم و فرزند کشتة صبرم
برچسب ها:
شعر ،
امام سجاد ،
روضه ،
حاج مجتبی روشن روان ،
تبلیغات