شعر مناجات با امام زمان(عج) از حاج مجتبی روشن روان
شعر مناجات با امام زمان(عج) از حاج مجتبی روشن روان
بگذار به عشق تو گرفتار بمیرم
مگذار که از دوری تو خوار بمیرم
بگذار دمی پای نگاهت بنشینم
مگذار که در حسرت دیدار بمیرم
مگذار ز عشقت سر سالم ببرم گور
بگذار که من هم به سرِ دار بمیرم
بیمایهترینم به خریداری یوسف
بگذار در این گوشة بازار بمیرم
مگذار اجل جای دگر دیدنم آید
بگذار که در کوی تو دلدار بمیرم
یک لحظه بیا دیدن این محتضر خویش
آنوقت برو تا عقبت زار بمیرم
ای کاش نگارا وسط روضة ارباب
یا در دل سینهزنی ای یار بمیرم
من هم به ابالفضل قسم هست امیدم
در راه وصالت چو علمدار بمیرم
برچسب ها:
شعر ،
مناجات ،
امام زمان ،
انتظار ،
حاج مجتبی روشن روان ،
شعر امام زمان (عج) از حاج مجتبی روشن روان
شعر امام زمان (عج) از حاج مجتبی روشن روان
مرا ببخش اگر که سلام یادم رفت
خراب روی تو بودم کلام یادم رفت
مرا ببخش اگر که ز راه آمدی و
به پیش پای تو آقا قیام یادم رفت
مرا ببخش اگر بیمقدّمه خواندم
جسورِ عشق شدم احترام یادم رفت
مرا ببخش اگر که زدم به بیراهه
هر آنچه بود به ذهنم تمام یادم رفت
مرا ببخش اگر با وجود پاکی تو
گَهی تباه شدم تا حرام یادم رفت
مرا ببخش نماندم به پای عهد سحر
دل جنونزدة صبح و شام یادم رفت
مرا ببخش اگر دل به دیگری دادم
غم حسین علیهالسَّلام یادم رفت
برچسب ها:
شعر ،
امام زمان ،
انتظار ،
حاج مجتبی روشن روان ،
تبلیغات