تبلیغات
سرمایه محبت زهراست دین من - شعر از حاج مجتبی روشن روان
 
سرمایه محبت زهراست دین من
چهارشنبه 14 دی 1390 :: نویسنده : علیرضا

شعر از حاج مجتبی روشن روان (خداحافظی بی بی زینب (س) از ارباب بی كفن)

 

دلخوشی دل زینب به کجا ؟!؟

همة حاصل زینب به کجا ؟!؟

به کجا می‌روی ای ماه د لم ؟

که شود ؟ بعد تو همراه دلم ؟

صبر کن ای پسر شیر خدا

تا زنم بوسه به حلقت ز وفا

مادرم بافته این پیراهن

تا بپوشی تو در این لحظه به تن

چه کند زینب تو با غمها ؟

نیمة شب چه کند در صحرا ؟

ای برادر به خدا بیتابم

گوئیا راست درآمد خوابم

ای برادر جگرم می‌سوزد

می‌روی چشم ترم می‌سوزد

ای دل از هر چه به جز حق رسته

برو امّا مهِ من آهسته

با غمت چشم مرا تار مکن

بی‌نصیبم تو ز دیدار مکن

حرمله باز کمین کرده مرو

قصد تو ماه جبین کرده مرو

نیزه‌داران همگی منتظرت

تا ببُرّند ز کین بال و پرت

سوی این قوم پر آزار مشو

گره معجر من باز مشو

تو بگو من چه کنم با این غم

یک زن و لشگری از نامحرم

سینة سوخته را تاب بده

تشنه‌ات را ز گلو آب بده

روی گرداند غریبانه و گفت

دست زد بر سر آن شانه و گفت

زیبا وقت جدائی آمد

لحظة عهد خدائی آمد

شکوه از غربت و بیداد مکن

صبر کن بر غم و فریاد مکن

ای که احیاگر نامم هستی

تو علمدار قیامم هستی

بعد عباس ، علم در کف توست

همة لوح و قلم در کف توست

من به میقات خدا خواهم رفت

به ملاقات خدا خواهم رفت

دختر شیر خدا شیر زنی

دختر فاطمه تو بت‌شکنی

خواهر ای همنفس دیرینم

بر سر نیزه تو را می‌بینم

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، حضرت زینب، امام حسین، كربلا، حاج مجتبی روشن روان،




درباره وبلاگ

در این وبلاگ قصد دارم اشعار و مداحیها.سبكهاو نغمه های حاج مجتبی روشن روان رو قرار بدم

مدیر وبلاگ : علیرضا
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر دوست دارید چه مطالبی از حاج مجتبی در وبلاگ قرار بگیرد؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :